بیشتر از سه ساله که اینجا نیامده بودم .
تو یک ماه اخیر خیلی اومد توی ذهنم که یه کانال تلگرام یا پیج اینستاگرام بزنم وچیزهایی که توی مغزم میگذرن رو اونجا بنویسم.
یهو امروز یادم اومد که یه روزی وبلاگ داشتم و توش روزانه ها می نوشتم.
امروز مشغول خوندن پست های قدیمی بودم،قطعا نتونستم همه اشو بخونم اما چندتاش رو خوندم ،باید بگم خیلی خوشحالم که تصمیم گرفتم خاطراتمو بنویسم ،چون خوندنش خیلی برام لذت بخش بود
اولین چیزی که باید بنویسم، در ادامه آخرین پست، هنوز ایران هستیم و من و دختر کوچولومون نتونستیم ویزای پیوست رو بگیریم،که به زودی حتماً بزودی میگیریم.
برچسب:
نویسنده: مهتاب سلیمانی